صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

454

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

خدمت جمع به آن مجهّز شدند ، تلاش مىكنند ؛ و براى هريك بهره‌اى مشخص از دستاوردهاى اين خدمت به ميزان جايگاه اجتماعىاش ، دارد . چگونه ممكن است ؟ پس جامعهء انسانى كامل شكل نمىگيرد و آباد نمىگردد مگر به اصولى علمى و قوانينى اجتماعى كه همه به آن احترام بگذارند و آن را از نابودى و انحلال حفظ كنند و در جامعه اجرا نمايند . در چنين وضعيّتى ، زندگى براى آنها خوش و سعادت به آنها روى مىآورد . امّا اصول علمى ، كه همان شناخت اجمالى او از حقيقت وجود و آغاز و انجام انسان است . مكاتب مختلف در خصوص سنّتهاى معمول در جوامع تأثير مىگذارند ؛ مثلا آنهايى كه معتقدند انسان يك موجود مادّى محض است و حياتى جز همين زندگى زودگذر كه به مرگ پايان مىيابد ، ندارد و در وجود تنها يك علّت مادّى فسادپذير وجود دارد و سنّتهاى اجتماعىشان را طورى نظم مىدهند كه به لذّتهاى محسوس و كمالات مادّى منجر شود و در وراى آن چيزى نيست . امّا آنهايى كه به مبدأ و معاد اعتقاد دارند ، زندگىشان را بر اساسى بنا مىكنند كه آنها را در زندگى دنيا و زندگى جاودان بعد از مرگ سعادتمند مىسازد ؛ پس صورتهاى زندگى اجتماعى بر اساس اختلاف اصول اعتقادى دربارهء حقيقت جهان و انسانى كه بخشى از آن مىباشد ، مختلف است . امّا قوانين و سنتهاى اجتماعى ؛ اينها قضاياى كلّى عملى به شكلهاى زيرند : بايد فلان چيز در فلان زمان انجام شود ، حرام است ، جايز است ؛ و هرچه كه در عمل معتبر باشد ، براى اجتماع مفيد است ، و مصالح و مفاسد اعمال بر آن مترتّب مىباشد . اين سنّتها و قوانين بين نقص و كمال انسان واقع شده‌اند و بايد نيازهاى حقيقى را كه مطابق باواقع باشند ، نه نيازهايى طبق تشخيص هواهاى نفسانى ، برآورده سازند . مراد از نيازها آن امورى است كه نفس به ميل و اراده آن را بطلبد و عقل كه تنها قوّهء تشخيص‌دهندهء بين سود و زيان و بدى و نيكى است آن را تأئيد كند نه آنچه را كه هواهاى نفسانى مىطلبد و عقل آن را تأئيد نمىكند ، چون آن كمال حيوانى است نه انسانى . انسان هم به كمال و سعادت مقدّر شده با ايجاد جامعهء سالم كه در آن سنّتها و قوانين سالمى حاكم است كه رسيدن به سعادت لايق وى را تضمين مىكند ؛ اين سعادت امر يا امورى كمالى تكوينىاند كه انسان ناقص را كه موجودى تكوينى است به انسانى كامل و تمام عيار تبديل مىكند . ما بايد توجّه داشته باشيم كه قوانين و